تلام تلام
ببخشید که همتون روناراحن کردم ولی پیش میاد دیگه . به هر حال بگزریم
فاطو میگه که تو نمردی بلکه رفتی تو کما یا کلاه خلاصه تو همین مایه ها . ولی ما همین دیشب در نزدیکی جهنم بودیم داشتیم ورق بازی میکردیم .منو زکریای رازی باهم و حافظ و رهی معیری هم با هم دو به دو نشسته بودیم.اینقد تغلب کردیم که نگو.زکریا جونم با ابرو اشاره می کرد منم تک هاشون رو می بریدم.
زکریای رازی رو که به خاطر خوردن الکل مثل من آورده بودند جواب پس بده. حافظ هم مثل اینکه با همون ترک شیرازی هست که خودش گفته:
(( اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا ***به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را))
به جای سمرقند و بخارا گولش زده بردتش خونه خالی
رهی معیری هم نمیدونم چی کار کرده دقیقا نمیدونم.
خلاصه من و زکریا جونم مست و اون دوتا هم بحث شعر و شاعری راه انداخته بودندکه: آقا بله ما این همه شعر گفتیم و این همه طرفدار داریم و ...
من عجیب طبع شعریم گل کرده بود همون جا یه شعر گفتم که روی حافظ کم شد . حالا شما گوش کنید:
پیرم و پیرم به خدا از دنیا سیرم به خدا
از بس که خورده ام عرق دارم می میرم به خدا
چوپون به من دروغ میده سنم رو بلوغ بیده
فاطو که لپهاش خشکیده اونم به من دروغ میده
اون خاله خانوم آشپزه لباساش از تور و خزه
تمام کیک و فرنی هاش شیرین مثل حلوا گزه
اون نیلا خانوم خوشگله خوش پوش و خوش آب و گله
هر کی نره وگلاب اون معلومه که خل و چله
زری نگو بلا بگو تنبل تنبلا بگو
شلوغ پلوغ و بی ریا جادو و جنبلا بگو
شاپرکم تمیزه پیش باباش عزیزه
هر کی به من دست بزنه شاپره نیشش می زنه
سارا سحر دوتا قلن هر دو تاشون یه پا خلن
النگو ها رو پس نمیدن راستی که آسمون جلن
مهرنوش خانوم تو زنبیله دور لبش دون انجیره
موهاش سیاه و پر شپش دراز مث یه زنجیره
با سمانه من قهرم اون تو دهات من شهرم
از بس کوچوله پیشم اون یه قطره من بحرم
اون کورشو پسر منه دستاش همیشه تو اَنه
تمام فکر و ذکر اون فکر خونه وفکر زنه(الناز)

روشنک میاد به پیش من باز می کنه اون نیش من
می شوره و جمع می کنه تشک های پر جیش من 
مهدیس گلی فدای من دخمل خوش ادای من
پوستری که بهت دادم خودت بیار برای من
پیریا مرد نکو نام نمیرد هرگز..... 
که دیدم سعدی زارت زد پس گرنم که :هوی هووووووووووووی این که مال منه.
گفتم : سعدی جون تو هم دیگه.....
شاعر :پیرمردووووووو
ویراستار: نلگسوووووو (فاطی قاطی)

نلگسو(فاطی قاطی) پیرمردو